تبليغاتX
وب سایت غلامرضا نجفی سولاری

وب سایت غلامرضا نجفی سولاری
 
یار شیدا ... در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی ...
سلام بر مردانگی و آزادگی


او فرزند مرحوم حجه الاسلام سیدهاشم حسن زاده از علمای برجسته و امام جماعت مسجد آقاسیدعلی اهواز بود .

سید محمود از رزمندگان شجاع گردان کربلای اهواز بود و در خانواده ای سراسر عشق به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) رشد یافته بود .

نسبت به مقیدات مذهبی و دینی همانند پدر بزرگوارش پایبند و سخت گیر بود .در انجام امورات جاری رزم و جبهه و اطاعت از فرماندهی جدی بود و تاکید داشت امر ، امر ولائی است همانند دستور حضرت امام (ره) است . لذا سخت کوش و فرمانبردار فرماندهی بود .

مدت آموزش قبل از عملیات در پلاژ طولانی شده بود و او هم همانند سایر بسیجی های گردان بی تاب عملیات بود .

بالاخره هنگام عملیات فرا رسیدو او نیز همانند بچه های دیگر شاداب و با نشاط آماده هجوم بدشمن بعثی صهیونیستی شد .

در هنگامه سخت نبرد در جزیره سهیل که سپاه یازده عراق یاتک گسترده ای را آغاز نمود و جان بسیاری از بچه های گردان در خطر افتاد ، فرماندهی آرپی جی زن و تیربارچی خواست تا خود را بر بالای سنگر شش متری شیلیکا برسانند و دشمن را برای لحظاتی مشغول و زمین گیر نموده تا تعداد بیشتری از رزمندگان اسلام بتوانند به عقبه بازگردند ، سید محمود فورا اعلام آمادگی نمود و بهمراه یکی از رزمندگان دیگر بسوی سنگر دویدند !

هنوز چند لحظه ای از استقرارشان نگذشته بود که سنگرشان هدف گلوله مستقیم تانک عراقی ها قرار گرفت و سید از بالای سنگر به پائین یرتاب شد !

دیدن این صحنه باعث شد تا در آن شرایط سخت که شدیدا دلگیر از عقب نشینی و دلشکسته از شهادت مظلومانه تعداد زیادی از دوستان همرزممان بودیم بغضمان ترکید و در حالی که دیگر امکان نداشت جهت مساعدت به بچه ها کاری انجام بدهیم به عقب بازگشتیم زیرا بعثیان متجاوز دیگر به بالای سر بچه ها رسیده بودند !

بارها و بارها صحنه سقوط محمود و همرزم دیگرمان در ذهن تداعی میشد و با عده ای از دوستان هم  دیدیم که دشمن به بالای سرشان رسید لذا شهادتشان قطعی بنظر می رسید !

برای محمود ناباورانه مراسم بزرگداشت شهادت نیز برگزار گردید زیرا تا هنگام خبر بازگشت آزادگان عزیز او جزء مفقودین عملیات بشمار می رفت .

بعثیان خود فروخته این عدم اعلام نام اسرا را برای آزار و اذیت بیشتر آنها و فشارهای روحی و روانی بر خانواده های مظلوم و مقاومشان انجام میدادند !

در کمال ناباوری عموهاشم  و بچه های گردان و مسجد آقاسیدعلی ناگهان خبر بازگشت سید محمود حسن زاده را پس از بیش از چهار سال باور کردند و این فرزند خلف ایران اسلامی را در آغوش گرم خود فشردند .

 حضور سیدمحمود حسن زاده خیلی شیرین و دوست داشتنی بود و یادش از خاطره ام محو ناشدنی است .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یازدهم شهریور 1389 توسط غلامرضا نجفی سولاری
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک