خاطره ی زیبای پسر گاندی بزرگ ...

ﭘﺴﺮ " ﮔﺎﻧﺪﯼ " ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺷﺖ،
ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ ﮔﻔﺖ :
ﺳﺎﻋﺖ 5 ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ .
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺮﺩﻡ .
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺩﻡ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺭﻓﺘﻢ، ﺳﺎﻋﺖ 5:30 ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭘﺪﺭ ﺑﺮﻭﻡ !!
ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺳﺎﻋﺖ 6:00 ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ !!
ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﺮﺍ ﺩﯾﺮ ﮐﺮﺩﯼ؟ !
ﺑﺎ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻢ :

ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻤﺎﻧﻢ !
ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﻗﺒﻼ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ :
" ﺩﺭ ﺭﻭﺵ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﻦ ﺣﺘﻤﺎ ﻧﻘﺼﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ " ﺭﺍﺳﺖ " ﺑﮕﻮﯾﯽ "!!
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﻧﻘﺺ ﮐﺎﺭ ﻣﻦ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﻫﺠﺪﻩ ﻣﺎﯾﻞ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ !!
ﻣﺪﺕ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﻧﯿﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻣﯽ ﺭﺍﻧﺪﻡ ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺑﻮﺩ، ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ !!


ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮﯾﻢ ...
ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ 80 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﯾﺸﻢ !!


ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ " ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺘﯽ " ﺍﺳﺖ

از قضات چگونه می توان شکایت کرد ؟

مطمئنا در دنیای پرتلاطم امروزی، یکی از موضوعاتی که می تواند جوامع بشری را از اختلافات شخصی و جمعی در امان بدارد، «آشنایی با حقوق متقابل افراد با یکدیگر و قانون» است که مهمترین اثر این آشنایی و آگاهی را می توان در پیشگیری از وقوع بسیاری از مشکلات حقوقی دانست؛ بنابراین، امروز تلاش داریم تا موضوع «شکایت از قضات» را بررسی کنیم.

یکی از پرسش‌هایی که ممکن است بعد از مراجعه به دادگستری برای ما پیش بیاید این است که در صورتی که قاضی در تشخیص موضوع یا صادر کردن رأی دچار اشتباه یا قصور شود، چاره چیست؟

فرض کنید که حقی از شما ضایع شده است. برای نمونه، مالی را به شخصی فروخته‌اید ولی او بهای آن را پرداخت نمی‌کند. یا آنکه مال خود را جهت نگهداری و امانت به دیگری سپرده‌اید ولی او با سهل‌انگاری آن را تخریب کرده یا از بین می‌برد. در تمامی این موارد جهت احقاق حق خود، شکایت به دادگستری می‌برید. یعنی جایی که قرار است به داد شما برسد.

می‌توانید تصور کنید که چه حال بدی بهتان دست می‌دهد اگر همین مرجعی که قرار است حق را به حق‌دار برساند با اشتباه یا حتی از روی عمد موجب تضییع مضاعف حق شما شود؟

فرض کنید قاضی بدون بررسی دقیق مدارک، خریدار را به پرداخت ثمن معامله محکوم نکرده یا از شما در قبال خسارت وارده از جانب شخصی که ملزم به نگهداری از مال‌تان بوده، حمایت نکند. آن وقت شما باید بنشینید و از دست رفتن مال‌تان را تماشا کنید؟
خوشبختانه، می‌توانید در صورت لزوم از قاضی پرونده‌تان شکایت کنید.

مهمترین قانونی که در این موارد به کمک ما می‌آید، قانون اساسی کشورمان است. اصل ۱۷۱ این قانون می‌گوید که در صورتی که به دلیل تقصیر یا اشتباه قاضی ضرر مادی یا معنوی به کسی وارد شود، این ضرر باید جبران شود. اگر این ضرر به خاطر قصور قاضی باشد، خود او مسئول جبران خسارت است و در صورتی که به علت اشتباه او باشد، دولت مسئول جبران خسارت خواهد بود.

نحوه شکایت از قاضی
حال سؤال این است که نحوه شکایت از قاضی چگونه است و برای جبران خسارت ناشی از اشتباه او باید به کجا مراجعه کرد؟ در وهله‌ی اول ممکن است به نظر برسد که مثل بقیه‌ی موارد جبران خسارت، دادگاه‌های حقوقی صلاحیت رسیدگی به این موارد را نیز دارند.

یعنی شما دادخواست بدهید و از دادگاه عمومی حقوقی (یعنی دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به همه پرونده‌های حقوقی را دارد مگر در مواردی که قانون، دادگاهِ دیگری را صالح دانسته باشد.) بخواهید که چون یک قاضی در رسیدگی به پرونده شما مرتکب اشتباهی شده و به این خاطر به شما ضرری وارد شده، آن قاضی را به جبران خسارت شما محکوم نماید. خب این‌طور نیست.

همه‌ی قضات صلاحیت رسیدگی به اشتباهات یا تقصیرات همکارانشان را ندارند. برای این منظور دادگاه خاصی پیش بینی شده است که به آن دادگاه عالی انتظامی قضات می‌گویند.

منظور از وصف انتظامی این است که در این دادگاه به تخلفاتی رسیدگی می‌شود که قضات به مناسبت شغلشان مرتکب آن می شوند. در کنار تخلفات قضات، یکی دیگر از مواردی که در صلاحیت دادگاه عالی انتظامی قضات است، رسیدگی به دعاوی‌ای است که بر اساس اصل ۱۷۱ قانون اساسی مطرح می‌شوند.

مطابق با ماده‌ی ۳۰ قانون نظارت بر رفتار قضات، در صورتی که مدعی هستید به دلیل اشتباه یا تقصیر یک قاضی ضرری به شما وارد شده است، ابتدا باید دادخواستی برای اثبات تقصیر یا اشتباه قاضی به دادگاه عالی انتظامی قضات تقدیم کنید و بعد در صورتی که این دادگاه حکم به وجود تقصیر یا اشتباه مورد ادعای شما صادر کرد، با این حکم مجددا دادخواستی به دادگاه عمومی حقوقی تهران بدهید تا بر مبنای این حکم میزان خسارت را تعیین و حکم به جبران خسارت دهد.

باید بدانید که در صورتی که دادگاه عالی انتظامی قضات تقصیر یا اشتباه قاضی را احراز کرده باشد، دادگاه عمومی باید از این نظر تبعیت کند و صرفا در مورد میزان خسارت امکان اظهارنظر دارد، نه اصل جبران خسارت. حال بسته به این که ضرر وارد شده به خاطر اشتباه قاضی بوده باشد یا تقصیر او، دولت یا خود قاضی مسئول جبران خسارت خواهند بود.

نکاتی که باید در نظر بگیرید
اما باید چند نکته را هم مد نظر داشت. اولین مسئله این است که احراز اشتباه یا تقصیر قاضی از یک طرف و ایجاد رابطه بین این اشتباه و تقصیر و ضرر وارد شده به شما، ضروری است و امر ساده‌ای هم نیست. یعنی وقتی به دادگاه عالی انتظامی قضات مراجعه می‌نمایید و شکایت از قاضی می‌کنید، باید بتوانید اثبات کنید که اولا قاضی مرتکب اشتباه شده است، ثانیا به شما ضرری وارد شده است و ثالثا این ضرر به دلیل آن اشتباه یا تقصیر به شما وارد شده است؛ به این مورد آخر رابطه سببیت می‌گویند.

نکته‌ی مهم بعدی این است که در هر امر انسانی خطا وجود دارد (همان جمله‌ی معروف انسان جایز الخطاستِ خودمان). بنابراین باید بدانیم که قضاوت نیز از این مسئله مستثنی نیست و به دلیل ماهیت کار خطاهای بیشتر و مهمتری را نیز به وجود می‌آورد. مهم این است که این خطاها جبران شوند که قوانین کشور ما این امکان را فراهم آورده‌اند. حال در نظر بیاورید که هر قاضی این ترس را داشته باشد که نکند به خاطر هر خطای کوچکی مجبور شود از حساب خود خسارت را جبران کند.

این ترس شاید تا جایی به دقت وی کمک نماید، اما از جایی به بعد تنها اثر مخرب خواهد داشت. قضاوت از شریف‌ترین مشاغل جامعه است. قضات باید با تمرکز و اطمینان خاطر به مشکلات مردم رسیدگی نمایند. به همین دلیل است که در بعضی نظام‌های حقوقی، حتی در صورت تقصیر قاضی هم جبران خسارت با دولت خواهد بود. همه‌ی اینها یعنی به خاطر هر خطای کوچک و هر ضرر قابل اغماضی انگشت اتهام را به سوی قضات نگیریم. و البته که از حقوق خود هم نگذریم.

خاطره ی زیبای مرحوم آیت الله پسندیده

⭕ عبدالله نوری: رفتار مسئولان از دید مردم پنهان نیست

🔺 دوره اول ریاست جمهوری مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در کابینه ایشان وزیر کشور بودم. به یاد دارم در آن زمان، در سالگرد رحلت امام خمینی ‏‏رحمه الله علیه و شاید سال ۱۳۷۰، در حاشیه مراسم، ‏خدمت مرحوم آیت الله پسندیده (برادر امام خمینی) رسیدم‎. ایشان ‏خاطره ای از مراجعه خود به وزارت کشور، در رژیم گذشته را بیان کردند که کلیت آن که به یاد دارم، چنین بود:

🔺 "در ‏دوره ی پهلوی، در خمینِ ما ‏حاکمی بود که ‏به مردم ظلم می کرد. من ‏یکی دو بار به آقای ‏اخوی (امام خمینی)، گفتم برویم تهران و ‏برای مردم خمین دادخواهی کنیم، ایشان ‏‏نپذیرفتند. تصمیم گرفتم به تنهایی کاری بکنم. به تهران آمدم و به ‏وزارت کشور مراجعه کردم و از محل دفتر وزیر جویا شدم، مرا ‏راهنمایی کردند. ‏مسئول دفتر وزیر در مورد کار من پرسید. گفتم می ‏خواهم ‏وزیر را ببینم، پاسخ داد ایشان ‏جلسه دارند منتظر بمانید تا پس از اتمام جلسه با ایشان هماهنگ کنم. پس ‏از مدتی، چند نفر از اتاق وزیر خارج شدند، مسئول دفتر به ‏داخل رفت و برگشت و ‏مرا به ‏اتاق وزیر دعوت کرد. من وارد شدم، سلام کردم، ‏آقای وزیر هم از جا برخاست احترام ‏کرد. پس از آن، مشکل حاکم ‏خمین و ظلم او به مردم را برای آقای وزیر توضیح ‏دادم. پس از پایان سخنان من، وزیر گفت: ‏شما ‏درست می فرمائید، ما اشتباه کرده ایم و ‏او را برکنار خواهم کرد. من خداحافظی کرده ‏از وزارت کشور به خمین ‏مراجعت کردم و ‏حاکم هم تغییر کرد‎".

🔺 پس از اتمام این دوره، تا سال ۱۳۷۵ که افتخار نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ‏اسلامی را یافتم، مسئولیتی نداشتم و برای کارهای علمی به قم بازگشتم. در یکی از ‏روزها که برای زیارت به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها، مشرف شده بودم، هنگام بیرون آمدن از ‏حرم، شنیدم سه نفر از ‏زوار با لهجه ی یکی از شهرستان های اطراف اصفهان در مورد ‏من، به همدیگر این جمله را ‏می گویند: "اون روز که کاری ازش ‏میومد نمیشد دیدش حالا ‏که میشه دیدش کاری ازش ‏نمیاد". جمله ای ساده و البته بسیار پرمعنا و دقیق.

🔺 اکنون که خاطرات گذشته را مرور می کنم از خود می پرسم به راستی آیا اگر در ‏جمهوری اسلامی یک روحانی، چه رسد سایر مردم، می خواست در وزارت کشور با ‏من به عنوان وزیر کشور دیدار کند، به همان راحتی که آیت الله پسندیده، در زمان پهلوی با وزیر ‏‏کشور ملاقات کرد، می توانست؟ چه جمله ‏زیبا و معناداری را به من ‏گوشزد کردند، "اون ‏روز که کاری ازش میومد نمیشد دیدش، حالا که میشه دیدش ‏کاری ‏ازش نمیاد".

🔺فراموش نکنیم و بخاطر بسپاریم که :

- رفتار مسئولان از دید مردم پنهان نیست و برای هر یک براساس ‏برداشت خود و نه ‏‏خوشایند ایشان پرونده ای در ذهن دارند‎.‎

- ریاست ها همانند عمر، به سرعت سپری شده، آنچه باقی می ماند عملکرد و رفتار ‏پسندیده و ‏ناپسند ‏ماست. چه بسیارند کسانی که رنج کار و تلاش برای مردم را تحمل ‏کرده و دعای ‏خیر مردم را پشت ‏سر خود دارند و چه بسیارند کسانی که بدون توجه به ‏مردم، بار خود را ‏بستند و آه و ناله مردم و ‏خسران اخروی و چه بسا دنیوی را همراه خود ‏می برند.‏

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

دومین سالروز موفقیت برجام گرامی باد

✅ #نکته ...

 

 

🔵 دانه بامبو ٤ سال زیر خاک می مونه و رشدش دیده نمی شه

اما در سال پنجم بیش از ۲٥ متر رشد میکنه...

 

#موفقیت یک شبه به دست نمیاد...

 

🔑 سالگرد برجام گرامي باد درود بر روحانی و ظریف 👌

زندگی را سخت نگیریم ...

این مطلب را خواندم خیلی زیبا و تاثیرگذار بود شما هم  بخوانید و عمل کنیم ...

🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀

بعدِ سالها انتظار با عشق ازدواج کردیم..

خوشبخت بودیم
اما هیچوقت نتونستیم از کنار هم بودن لذت ببریم
چون باید پولامون رو پس انداز میکردیم واسه خرید خونه و..

همیشه هر چیزی رو که دوست داشتیم میگفتیم الان نه ...
بعدن ...
الان باید خونه بخریم.

باهزارسختی و کُلی صرفه جویی کردن پولامون رو پس انداز کردیم ...
بالاخره
موفق شدیم خونه رو خریدم.

از فردای اون روز به فکر این بودیم لوازم خونمون رو جدید کنیم..
گوشت و مرغ توخونه همیشه باشه میوه های چند رنگ داشته باشیم ...
با اومدن بچه به فکر این بودیم که بچمون لباساش خوب باشه٬
غذاش مقوی باشه و ...

خلاصه تا وقتی بچه هامون سرو سامون گرفتن هر روز‌ دغدغه چیزی رو داشتیم ...
خونه بزرگ تر_ماشین بهتر_مبل زیباتر_خرج دانشگاه_عروسی جهیزیه و ...

روزها گذشت وما پیر شدیم ...
ما موندیم و یه خونه بزرگ
یه ماشین پارک شده توی پارکینگ که استفاده نمیشه
بچه هایی که درگیر زندگی خودشونن ...

ما پیر شدیم و از زندگی لذت نبردیم...

پیر شدیمو یادمون افتاد هنوز اون کافه که قرار بود اولین سالگرد عروسیمون بریم نرفتیم...
یادمون افتاد اون شام رویایی دونفره رو نخوردیم ...
یادمون اومد هیچ سالگرد ازدواجی رو نگرفتیم ...
یادمون اومد چقدر زود تولد هم دیگر رو فراموش کردیم ...
یادمون اومد پشت تلفن فقط لیست خرید رو گفتیم
( حال همو نپرسیدیم ...
یادمون اومد چقدر دوستت دارم بود که باید هر روزبه هم میگفتیم اما نگفتیم ...
یادمون اومد عکسای دونفرمون رو هم نگرفتیم ...


از این زندگی ما فقط یادگرفتیم داشتن خونه و ماشینش رو ...

هیچکدوم نمیخوایم خوشبخت باشیم٬
درسته ریخت و پاش و ولخرجی خوب نیست اما اینجوری هم نه دیگه ...


1_ازالان کافه های زندگیتون رو برین فردا دیره .
2_با همسرتون شام برین رستوران.
3_لباسای قشنگتون رو براهم بپوشین.
4_تولدها رو فقط با یه کیک یا شاخه گل بگیرین٬
باورکنید کافیه
و
قشنگ تر از کادوهای گرون قیمته ...
5_سالگرد ازدواجتون رو شام برین بیرون
یاداخل منزل بخوبی برگزارش کنید
نذارین اون روز فراموش بشه ...
6_هر روز بگین که همو دوس دارین ...
7_گاهی فقط با یه شاخه گل یا یه روسری همسرتون رو سورپرایز کنید ...
8_عکسای دونفره زیادی رو بگیرین شاید همیشه اون یکی نبود ...

باهمین چند تا مورد‚ زندگی قشنگ میشه وقت زیادی نمیخواد هزینه زیادی هم نمیخواد ...

ماهی یه بار به کافه برین مطمئن باشید با پولش پادشاه نمیشین ...
گاهی شام رو باهمسرتون به رستوران برین مطمئن باشین با سالی سه چهار بار رستوران رفتن نمیتونین خونه بخرین ...
تولد فقط سالی یک بارِ ...

سالگرد ازدواجتونم همین طور..
برگزارش کنین ساده ولی برگزار بشه ...


ما فقط یک بار به دنیا میایم و یک بار زندگی میکنیم...

شادی و لبخندرو به شریک زندگیمون هدیه کنیم و هر روز به خدانزدیکتر بشیم.


🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁

اهواز باز هم رکورد زد و ما میسوزیم !

مسئولان کشور ،نمایندگان مجلس و همه شما دست اندرکاران شهر اهواز که بنحوی مسئولیتی دارید



با زبانی ساده عرض میکنم.
هم اینک که بیش از سه هفته است که هوای اهواز به ۶۰ درجه وبالاتر  رسید.
در این شدت گرما حتی حیوانات هم دوام نمی آورند و مغزشان بخار می شود دیگر حساب و کتاب انسانها را به شما میسپارم.
باور کنید حرارت دمای ۶۰درجه مانند ریزگرد نیست تا بتوان با یک دستمال کاغذی کش دار که نامش را ماسک گذاشته اییم دهان مردم را بست.
خود شما اعلام کردید که حرارت 60 درجه و اشعه uv 10 یعنی مرحله هشدار و برای چشم و پوست مضر است.
ساده تر بگویم امکان کور شدن شهروند اهوازی و اضافه شدن سرطان پوست به سرطانهای رایج تنفسی و گوارشی در اهواز چندین برابر شده است.
آقایان عزیز ما نمیخواهیم به زحمت بیفتید و مانند زمانی که مقداری گرد و خاک در تهران بلند شد همانند آنها شیر و ماسک رایگان توزیع کنید.
هوا بسیار گرم است و امکان اینکه یک شهروند بینوا در وسط خیابان و یا رودخانه قیر آسفالت از حال برود بسیار زیاد است اما باز با همه این موارد گشت آمبولانس ۱۱۵ در سطح شهر را هم نمیخواهیم.
راههای خنک کردن سطح شهر از طریق نصب مه پاش و روشن نگه داشتن دائمی آب نماها را هم لازم نیست در دستور کار قرار دهید زیرا ممکن است آب کارون تمام شود و همین چند قطره گندیده در ته لوله ها هم بدستمان نرسد.
فقط یک درخواست از شما داریم.
تو را بخدا ذره ایی خجالت بکشید و این چند روز را از ساعت تیک مصرف و صرفه جویی حرف نزنید. باور کنید هربار پیام های صرفه جویی و تیک مصرف شما را میشنوم من بجای شما شرمنده می شوم.
خدا شاهد است اینجا شبهایش هم گرم است و خردسالان و کهنسالان طاقت این حرارت را ندارند.
حداقل کمی انصاف داشته باشید، بهای آب و برق این مدت را به نرخ معمولی حساب کرده و چند روزی به بیت المال ضرر زده و نرخ تصاعدی را کنار بگذارید.
خدا وکیلی ما اهوازیها در این بحران مضاعف پس از ریزگردهای فلج کننده حداقل لیاقت و استحقاق این یک قلم را داریم.

پیشنهادی به رییس جمهور مظلوم دکتر روحانی عزیز

جناب آقای دکتر روحانی رییس جمهور محبوب ما 

با کسانی که به شما فحش می دهند همان کاری را بکنید که شیخ جعفر کاشف الغطاء کرد

روزنامه اطلاعات در یادداشتی نوشت:

🔹آورده‌اند که روزی شیخ جعفر کاشف‌الغطاء مبلغی پول بین فقرای اصفهان تقسیم کرد، و پس از اتمام پول به نماز جماعت ایستاد، بین دو نماز که مردم مشغول تعقیب نماز بودند، فقیر بی‌ادبی وارد شد و آمد تا مقابل امام جماعت رسیده گفت: ای شیخ سهم مرا بده!

🔹شیخ فرمود: قدری دیر آمدی، متاسفانه چیزی باقی نمانده است، فقیر بی‌ادب، با کمال جسارت آب دهان خود را به ریش شیخ انداخت و گفت تو دروغ می گویی ... !

آن حلیم عالم نه تنها هیچ‌گونه عکس‌العملی خشونت‌آمیز از خود نشان نداد، بلکه برخاسته و در حالی که دامن خود را گرفته بود، در میان صفوف نمازگزاران گردش کرد و گفت هر کس ریش شیخ را دوست دارد، به فقیر کمک کند.

مردم که ناظر این صحنه بودند، اطاعت نموده دامن شیخ را پر از پول کردند، سپس همه‌ی پولها را آورده و به آن فقیر تقدیم کرد و سپس به نماز عصر ایستاد.

🔹مردم عزیزمان و دکتر حسن روحانی عزیز باید همان کار اهالی مسجد و شیخ جعفر کاشف الغطاء را پیشه خود کنند و محزون نباشند و به خدا واگذارند که فرمود:

وَلَا یَحْزُنکَ قَوْلُهُمْ ‌ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا ‌ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ .

بازگشت دلواپسان عقده ای !

📣🖍
✔️بازگشت دلواپسان با لباسی جدید؛ «مطیعی» صدای کیست؟


چندان دور از واقعیت نیست اگر گفته شود لباس جدید دلواپسان برای مواجهه با حسن روحانی از ماجرای معدن یورت برای آنها دوخته شده و آن ها از آن زمان است که با هیبت جدید به سراغ شیخ اعتدال آمده اند .


▪️روزی که #رییس_جمهور در غیاب مدعیان با مردم بودن، به میان داغ دیدگان یک حادثه بزرگ رفت،همنشین شان شد و خواست که آرام بخش لحظات‎شان باشد . خواست که آنها بدانند اگر قصوری رخ داده مسئولان نظام از زیر بار این رخداد شانه خالی نخواهند کرد و همجنس آنها شده اند.

▪️درست در چنین شرایطی بود که آنها خود را به هیبت «مردم» در آورده و بدترین رخداد تجربه نشده تا آن روز را رقم زدند . آنها خرسند از بدرقه اینچنینی دومین فرد نظام ، بر طبل خشنودی خود کوبیدند و این نقطه را نقطه آغازی برای بازگشت خود کردند . آنها پا به پای روحانی شهر به شهر در مبارزات انتخاباتی او گشتند و خواستند تا خاطره معدن را در میتینگ های او تکرار کنند. روحانی اما تنها نبود. او محبوب تر از همیشه شده بود ؛ دلواپسان دیده نشدند .

▪️روز انتخابات که فرا رسید آنها ایران را متفاوت تر از همیشه دیدند . مردم برای رای دادن به روحانی صف های بلند تشکیل داده بودند . حالا آنها می دانستند که قطعا نمی توانند پیروز میدان باشند . فهمیده بودند که بعد از، از دست دادن پارلمان اکنون «شهر» و کشور را هم از دست داده اند .
▪️پس برای آقای رییس جمهور باید برنامه تازه می چیدند؛ نکته اما این بود که آنها از لباس تازه شان که از معدن یورت بر تن شان رفته بود راضی بودند. آنها با چنین هیبتی خواستند که باز گردند .

▪️باید باز رخ به رخ می شدند با نفر دوم نظام. باید باز توهین می کردند به رییس جمهور بیست و چهار میلیونی. آمدند ، ایستادند ، در روز قدس به جای فریاد بر سر اشغالگران علیه رییس جمهور منتخب شعار دادند و معاون اولش را هم دقیقا به همین شکل بدرقه کردند. آنقدر بد پروژه را اجرا کردند که حتی همقطارانشان هم که پیشتر، از هر کارشان در جناح حمایت می کردند ، جانب دیگر را نگاه کردند و گفتند :«ما نبودیم».این وسط اما غافلانی هم بودند که این کار زشت را به مردم نسبت دادند.

▪️مداحی آمد، ایستاد و هر چه خواست از آنچه برایش دیکته شده بود خواند . کلمات را پشت هم چید تا هر آنچه در دل دلواپسان مانده خطاب به رییس جمهور بیان شود .او رخ به رخ رییس جمهور منتخب ، دقیقا مانند روز عید فطر شعار می داد . این بار هم کسی مسئولیت نمی پذیرد جایی که مسئول است می گوید از شعرخوانی خبر نداشته و آن جای دیگر هم از اساس شانه خالی می کند.

▪️حالا وقت آمدن به میدان سایر همراهان دلواپس است. نگاه کنیم خوب میبینیم ، اشعار را از کجا آورده اند و حرف دل های چه کسی از تریبون عمومی بیان شده است .سخت نیست اینکار، خودشان راه را نشان داده اند . کافی است هشتگ «میثم صدای ماست» را سرچ کنی . دقیقا متوجه می شوی میثم صدای کیست ، آن وقت می فهمی کدام صدا علیه رییس جمهور در یورت فریاد کشید، متوجه می شوی صدای روز قدس از گلوی چه کسانی و با چه طرز تفکراتی در آمد و دقیقا می فهمی که چه کسانی برای روزهای آینده حسن روحانی برنامه دارند/

انتخاب