شهادت صادق آل محمد آقا امام صادق علیه السلام تسلیت باد

🔹 ۲۵ رمز موفّقیت در بیانات امام صادق علیه السلام

🔸 از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند :

«طلبتُ الجنّة، فوجدتها فی السّخاء؛
بهشت را جست وجو نمودم. پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.»

«و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة؛
و تندرستی و رستگاری را جست وجو نمودم. پس آن را در گوشه گیری (مثبت و سازنده) یافتم.»

«وطلبت ثقلاً لمیزان، فوجدتها فی شهادة ان لا اله الّا الله و محمّد رسول الله؛
و سنگینی ترازوی اعمال را جست وجو نمودم. پس آن را در گواهی به یگانگی خدای تعالی و رسالت حضرت محمّد(ص) یافتم.»

«وطلبت السرعة فی الدخول الی الجنّة، فوجدتها فی العمل لله تعالی؛
سرعت در ورود به بهشت را جست وجو نمودم. پس آن را در کار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.»

«وطلبتُ حبّ الموت، فوجه ته فی تقدیم المال لوجه الله؛
و دوست داشتن مرگ را جست وجو نمودم. پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدا یافتم.»

«و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترکال معصیة؛
و شیرینی عبادت را جست وجو نمودم.پس آن را در ترک گناه یافتم.»

«و طلبت رقّة القلب، فوجدتها فی الجوعو العطش؛
و رقّت (نرمی) قلب را جست وجو نمودم.پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.»

«وطلبت نورالقلب، فوجدته فی التفکر و البکاء؛
و روشنی قلب را جست وجو نمودم. پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.»

«وطلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة؛
و (آسانی) عبور بر صراط را جست وجو نمودم. پس آن را در صدقه یافتم.»

«و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاةاللیل؛
و روشنی رخسار را جست وجو نمودم. پس آن را در نماز شب یافتم.»

«و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الکسب للعیال؛
و فضیلت جهاد را جست وجو نمودم. پس آن را در به دست آوردن هزینة زندگی زن و فرزند یافتم.»

«و طلبت حب الله عزّوجل، فوجدته فی بغضا هلال معاصی؛
و دوستی خدای تعالی را جست وجو کردم. پس آن را در دشمنی با گنهکاران یافتم»

«و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله؛
و سروری و بزرگی را جست وجو نمودم. پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.»

«و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال؛
و آسایش قلب را جست وجو نمودم. پس آن را در کمی ثروت یافتم.»

«و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر؛
و کارهای پر ارزش را جست وجو نمودم. پس آن را در شکیبایی یافتم.»

«و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم؛
و بلندی قدر و حسب را جست وجو نمودم. پس آن را در دانش یافتم.»

«و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع؛
و عبادت را جست وجو نمودم. پس آن را در پرهیزکاری یافتم.»

«و طلبت الراحة، فوجوتها فی الزهد؛
و آسایش را جست وجو نمودم. پس آن را در پارسایی یافتم.»

«و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع؛
برتری و بزرگواری را جست وجو نمودم. پس آن را در فروتنی یافتم.»

«و طلبت العزّ، فوجدته فی الصدّق؛
و عزّت (ارجمندی) را جست وجو نمودم. پس آن را در راستی و درستی یافتم.»

«و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم؛
و نرمی و فروتنی را جست وجو نمودم. پس آن را در روزه یافتم.»

«و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة؛
وتوانگری را جست وجو نمودم. پس آن را در قناعت یافتم.»

«و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن:
و آرامش و همدمی را جست وجو نمودم. پس آن را در خواندن قرآن یافتم.»

«و طلبت صحبة النّاس، فوجدتها فی حسن الخلق؛
و همراهی و گفت وگوی با مردم را جست وجو نمودم. پس آن را در خوش خویی یافتم.»

«و طلبت رضی الله، فوجدته فی برّ الوالدین؛
و خشنودی خدای تعالی را جست وجو نمودم. پس آن را در نیکی به پدر و مادر یافتم.»

📚 منبع : مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۳-۱۷۴، ح ۱۳۸۱۰

داستان آن دو مرد زندگی من !


داستان آن دو مرد !


همیشه در ذهن من دایی ابراهیم مردی تند و تیز و رک بود .
البته خنده های خاص توام با شیطنتهایش زیبا بود .
اولین کسی که در ایام کودکی شیرین ترین عیدی را به من داد او بود .
یک اسکناس زیبای آبی بیست تومانی در عید نوروز تقریبا 6 یا 7 سالگی ام آنقدر لذت بخش بود که هنوز طعم آن را حس می کنم و برایم حضی خاص دارد .

اگر چه خیلی او را در ایام زندگی اش درک نکردم اما همیشه او را در سخنان مادر شخصیتی منحصربفرد می یافتم و در حقیقت هر تصوری از دایی ابرام دارم تجلیات سخنان مادر است .!

او و دایی علی مردان غیرتمند زندگی سخت و پیچیده ی مادر و خاله تاجماه ام الشهید کریم جعفری بودند .

مادر همواره آنها و زحمات جانانه شان را که دو خواهر را پس از فوت پدر مورد حمایت جانانه ی خود قرار داده بودند می ستودند .

مادر می گفت : چون ما پدر نداشتیم و فرزندان دیگران از جمله مرحوم دایی رمضون که نزدیک مان بودند چیزی برای فرزندانشان میخریدند بلافاصله دایی ها برای ما خواهران میخریدند تا احساس کمبود نکنیم و ... دهها و صدها لطف و مرحمت جانانه ی دیگر که حقیقتا در آن ایام سخت بسیار بسیار مردانگی و گذشت از خود را می طلبید تا اینگونه رفتار کنند .

دایی ها برای ما هم قابل ستایش و ارزش خاص در ذهن و جانمان بوده و هستند .

مردان زحمت کشی که تمام عمرشان به زحمت و مشقت در شغل بنایی و معماری در آب و هوای گرم و شرجی غیرقابل تحمل اهواز گذشت و هیچکس بجز خوبی و دیانت و خانواده دوستی از آنها ندیده است .

فراغ و مصیبت درگذشت محمود فرزند دایی ابرام و فوت زندایی علی پس از بیماری سخت تاثیرات سختی بر روح و روان دایی ها گذاشت .

در چند ماه گذشته درگذشت عمو حسین و دایی پنجی و دایی ابرام و خاله خدیجه علاوه بر دایی ها همه ی خانواده را سخت آزرده کرده است .

دیروز با حاج احمد فرزند دایی ابرام بودیم این عکس را نشانم داد عجیب عکس تاثیرگذاری بود تکانم داد !

حس کردم دایی علی پس از گذشت سالهای پر از پستی و بلندی و مشقت و سختی تا احوال ناخوش دایی ابرام را دیده است پیشانی پر پینه اش را بر سر او نهاده و گویی سرگذشت طولانی و پر از مرارت شان را مرور می کند !

خیلی این عکس دلم را آزرد و قلبم را سخت لرزاند !

میتوان برای این عکس هزاران هزار صفحه مطلب نوشت و برداشتهای خاص کرد
کانه این دو برادر که تمامی زندگیشان بهم گره خورده بود و با هم سختی ها و مرارتهای زیادی را از کودکی به یتیمی و کار و تلاش سپری کرده اند حالا تا بهم میرسند نهایت عشق و احترام و ارادت خود را اینگونه به یکدیگر نشان میدهند ...

دایی ها نمادهایی از ایثار و گذشت و تحمل سختی و برادری واقعی را برایمان به ارمغان گذاشته اند و به وجودشان مفتخرم .
چه آنها فرزندان شیرزنی بودند که در ایام بی کسی و تنهایی هم نقش پدر داشت و هم نقش مادر و در دامان پاکش چنین مردان غیوری را پرورش داد و خود نیز متدینه ای دائم الذکر بود و نمازهای نافله مخصوصا نافله ی شبش زبانزد خاص و عام بود و نوری الهی در مجموعه ی خانواده مان بود که افسوس و آه که آن چراغ الهی خاموش شد و میهمان مولای غریبان در مشهدالرضاست .

راستی زندگی پر پیچ و خم مادر و دایی ها چقدر برایم درس آموز است و چقدر این خواهر و برادران آن گونه که شایسته است بهم عشق میورزند و چگونه پس از سالیان متمادی و زندگی های دور از هم هیچگونه خللی در عشق و برادری شان ایجاد نشده است .

مصیبت درگذشت دایی ابرام خیلی مادر و دایی علی را متاثر ساخته است و روحیه ی مناسبی ندارند .

خداوندا
این بزرگان ارزشمند را برای ما سلامت بدار و عمر بابرکت و طولانی عطا بفرما .

آمین یارب العالمین ❤