ای ساربان آهسته ران ... کآرام جانم می رود

هوالعشق

باز هم آمد و رفت

باشکوه محرمی آمد

و با غربت عاشورائی اش رفت !

همان کاروانی که از مکه حج خود را ناتمام گذاشت

و همانند هر سال

شبهای زیبای اول و دوم و رسیدن کاروان به دشت نینوا

و شب مسلم و شب قاسم و شب علی اکبر

و شب استثنائی تاسوعا

همان شب عشق همه ساله ام

شب خدای عشق و ادب و غیرت و مردانگی

مولای خوبان عالم ، حضرت ماه ، قمربنی هاشم ، ابالفضل العباس(ع)

شبی که فقط دوست دارم از سرشب تا به سحر

فقط و فقط با سنگین ترین بغض ها بگریم

بطرف آسمان فریاد بزنم : خداااااااااااااا

نگذار شب عشق و محبوبترین شب زندگیم تمام بشود !

اما ... همانند همه چیز دنیای ملعون گذشت !

و شب عاشورای ارباب بی کفن و حزن بی پایانش

شب اسارت و به آتش کشیده شدن خیمه های بی پناه مولا

و ...

باز هم من ، وامانده و درمانده ام

نمیتوانم یکسال دیگر صبر کنم ! لبریزم از بی پناهی و تنهائی

و ... هیچ محرمی جز حسین و عباس (ع) نیست و نخواهد بود

محرم بمان ، حداقل در دلم

و بدان سخت محتاج توام سخت ...

صلی الله علیک یااباعبدالله الحسین (ع)

و صلی الله علیک یا ابالفضل العباس(ع) ... التماس دعا

یک زیارت و این همه ثواب ...

محد بن مسلم از حضرت باقر(ع) روایت کند فرمود:
اگر مردم بدانند فضیلت زیارت امام حسین(ع) را هر آینه از شوق می میرند و نفسهایشان از حسرت قطع
می شود.

پرسیدم چه فضیلت دارد؟
فرمود: خداوند بر او هزار حج مقبول
و هزار عمره مبروره
و اجر هزار شهید از شهدای بدر
و اجر هزار صائم
و ثواب هزار صدقه مقبوله
و هزار بنده آزاد کردن در راه خدا بنویسد
و اگر در سال زیارت بمیرد ملائکه رحمت بر جنازه او حاضر شوند
و در روز قیامت خداوند نوری به او عطا فرماید که محشر را روشن نماید
و منادی ندا کند هذا زائر قبر الحسین علیه السلام و همه آرزو کنند که کاش زوار حسین(ع) بودند.

منبع: شمس الضحی،ص۵۴۲و۵۴۳

برای امام جمعه محترم شهر بابل !

اصل خبر این است :

مراسم نماز ظهر عاشورا  در شهرستان بابل که زیر بارش شدید باران به امامت امام جمعه بابل برگزار شد با ضرب و شتم یک جوان معترض به امام جمعه حاشیه ساز شد . این جوان نسبت به استفاده از چتر برای امام جمعه بابل توسط اطرافیان وی در حالی که دیگر مردم این شهر زیر باران نماز اقامه کردند انتقاد کرد که این انتقاد وی با ضرب و شتم این جوان همراه شد . در نهایت با نقش‌آفرینی موثر فرمانده سپاه بابل این جوان نجات یافت...!

...

این زیبایی روز عاشورا و نماز اول وقت ظهر عاشورا را نمیخواهم تشریح کنم بلکه میخواهم بگویم امام جمعه در هر شهر نماد ساده زیستی و مردمی بودن مسئولین حکومت اسلامی مان است . در این ایام که حضور چشمگیر قشر بزرگی از جوانان پرشور و عاشق حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در مراسمات مختلف حائز اهمیت است و نگاه کنجکاوانه آنان همه چیز را می کاود بایستی علمای اعلام و ائمه جماعات بالاخص امامان محترم جمعه بیش از پیش مراقب اعمال و رفتار و سخنرانی های خودشان باشند زیرا تاثیر گذارترین ایام سال دهه اول ماه محرم حضرت مولاست .
موید این داستان چند سال پیش جوان برومندی بحقیر مراجعه کرد و گفت من هر چه دارم از این هیئت عزاداری حضرت ابالفضل العباس(ع) است . گفتم چطور ؟ گفت با ناراحتی و درماندگی درب منزل قدم می زدم که هیئت عزاداری مسجد ابالفضل(ع) در حال حرکت از کوچه مان عبور میکرد و نوای مداحی برمن تاثیر عجیبی گذاشت بگونه ای که نتخودآگاه مرا بدنبال هیئت عزاداری تا مسجد کشاند و از آن شب تصمیم گرفتم نماز بخوانم و ...
عزاداری مولا و اعلام فرهنگ عاشورا می تواند این تاثیرات بی بدیل را داشته باشد و آینده یک انسان را متحول می کند .
اما این یکی از زننده ترین موضوعاتی است که میتوان برشمرد و بنظر حقیر اینجا جای عزل امام جمعه هست چرا که آنقدر این داستان زننده بوده که باعث اعتراض علنی آنهم توسط یک جوان عزادار شده است و بدتر از آن اینکه این جوان معترض بشدت مورد ضرب و جرح قرار میگیرد تا با درایت فرمانده محترم سپاه او را از زیر دست و پا خارج می کنند ! مگر بنده خدا توهین یا جسارتی کرده است بصرف اعتراض حق ندارند کسی را مورد ضرب و جرح قرار دهند و عمل نادرست یک مسئول را زشت تر نمایند .
حقیر که سالهای سال در محضر علما افتخار عرض ارادت داشته ام اما این ماجرا خیلی مرا متاثر ساخت امیدوارم علمای عزیزمان نه با کلام که با اعمال و رفتار خود دین مبین اسلام و فرهنگ زیبای تشیع را تبلیغ نمایند تا خدای ناکرده به اساس دین آسیبی از دوست نرسد که سخت تر است !

از علمای اعلام بخاطر نوشتن این تذکر صمیمانه عذرخواهی میکنم .

تاسوعا و شب عاشورای مولای بی کفن تسلیت باد


واقعا کشور نیازمند لیدی‌گاگاهاست ؟

دولت تدبیر و امید با شعار اعتدال روی کار آمد ولی هیچوقت مشخص نکرد که این اعتدال دقیقا یعنی چه. حالِ اعتدال در حال حاضر آنقدر خراب است که آقای کوچک زاده هم یک بار گفت من معتدلم که البته ما فکر می کنیم منظوری نداشته و فقط می خواسته با اعتدال شوخی کند.

با این که هنوز شیوه های اعتدال ورزی مشخص نیست ما به‌صورت تجربی فهمیدیم که یکی از راه های معتدل ماندن در شرایط کنونی کشور این است که طوری صحبت کنید تا هر دو طرف راضی باشند. مثل همین آقای جنتی خودمان، وزیر ارشاد که بنده خدا از بس اعتدال ورزیده نیمکره چپ مغزش از نیمکره راست اعلام استقلال کرده به‌طوری که بعضی معتقدند صدای واحدي از مغز ایشان به گوش نمی رسد. امروز بعضی از این صداها را در این ستون منعکس می کنیم:

در مورد فیس بوک
نیمکره چپ (دیروز در حاشیه نخستین نشست فعالان رسانه های دیجیتال) : نه تنها فیس بوک بلکه باید سایر شبکه های اجتماعی نیز قابل دسترسی باشد و قید غیرقانونی برداشته شود.

نیمکره راست (فردا): چه معنی می دهد که شبکه های اجتماعی قابل دسترسی باشند؟ متاسفانه امروز می بینیم بعضی جوانان بدون کنترل و نظارت وارد فضاهای تاریک و مبهمی مثل تله تکست تلویزیون می شوند که باید از آن جلوگیری کرد. در ضمن وزارت ارشاد برنامه های ویژه ای برای نابودی فیس بوک و توئیتر دارد.  

در مورد صدای زنان

نیمکره چپ: با تک خوانی زن ها مخالف نیستم. امروز کشور نیازمند لیدی گاگاهاست!

نیمکره راست: ما معتقدیم صدای زنان باید در جامعه طنین انداز شود، صداهایی نظیر «گلم! خانومم! حجابت رو رعایت کن» یا «مرگ بر امریکا» مگر چه اشکالی دارد؟ چرا بانوان را محدود می کنید؟ (آیکون فیس احمدی نژاد)

در مورد مطبوعات
نیمکره چپ: وزارت ارشاد وظیفه حمایت از مطبوعات را دارد.

نیمکره راست: مطبوعات وظیفه حمایت از وزارت ارشاد را دارند.

در مورد نشر
نیمکره چپ: ممیزی پیش از انتشار را بر می داریم.

نیمکره راست: ممیزی را بر می داریم ولی در مورد زنده ماندن نویسندگان بعد از انتشار هیچ قولی نمی دهیم.

در مورد آزادی
نیمکره چپ: دیدگاه ما در مورد آزادی با دولت گذشته متفاوت است.
 
نیمکره راست: دیدگاه ما در مورد آزادی با دولت گذشته متفاوت است. ما خیلی بی کله تر از دولت گذشته هستیم. (خنده شیطانی)

***
بعدالتحریر
البته ما وزیر ارشاد و وزرای دیگر را درک می کنیم. این هم خوب است که آدم طوری حرف بزند که هم روزنامه های نیمکره چپ و هم روزنامه های نیمکره راست بتوانند حرفش را تیتر کنند. ولی خب ... یک روز آدم چشم باز می کند و می بیند جوي گشاد شده، آن موقع دیگر فقط نیمکره ها از هم جدا نمی شوند.

منتظرید بقیه اش را بخوانید و ببینید بعدش چه اتفاقی می افتد؟ نه آقا بفرما. تمام شد.

- بنقل از قانون

این کربلایی که پر از بلاست ...

اگرچه واقعه كربلا از بارزترين موضوعات تاريخي است اما با توجه به روايت هاي تاريخي و منابع مربوط به اين حادثه عظيم، گاهي اختلافات واضحي در نقل حوادث و وقايع به چشم مي خورد و با وجود اين مي بينيم كه برخي روايات واقعه عاشورا را با وضوح و صداقت بيشتري روايت مي كنند. از اين رو برآن شديم كه برخي اطلاعات و ارقام مربوط به اين واقعه عظيم را ارائه كنيم


قيام امام حسين (ع) از روزي كه بيعت با يزيد را نپذيرفت تا روز عاشورا ۱۷۵ روز به طول انجاميد كه از اين زمان، ۱۲ روز در مدينه و ۴ ماه و ۱۰ روز در مكه و ۲۳ روز در راه مكه تا كربلا و ۸ روز در كربلا (دوم تا دهم محرم) سپري شد.

امام حسين (ع) ۱۸ منزلگاه ميان مكه و كوفه را براي رسيدن به كربلا پشت سر گذاشت. فاصله ميان هر دو منزلگاه ۳ فرسخ بود. تعداد منزلگاه های ميان كوفه تا شام كه اهل بيت (ع) در حال اسارت از آنها گذر كردند ۱۴ منزلگاه بود.

طبق روايت شيخ مفيد ۱۲ هزار نامه از كوفه براي امام حسين (ع) فرستاده شد و در آنها از ايشان براي سفر به اين شهر دعوت به عمل آمد. تعداد كساني كه در كوفه با مسلم بن عقيل بيعت كردند ۱۸، ۲۵ و ۴۰ هزار نفر روايت شده است.

تعداد شهداي كربلا از فرزندان ابوطالب كه نامشان در زيارت ناحيه مقدسه نيامده است ۱۳ نفر است. با احتساب ۳ تن از كودكان بنی هاشم كه در اين واقعه شهيد شده اند، مجموع شهداي بني هاشم به ۳۳ تن مي رسد:
۳ تن از فرزندان امام حسين (ع)-۹ تن از فرزندان امام علي (ع)-۴ تن از فرزندان امام حسن (ع)-۱۲ تن از فرزندان عقيل-۴ تن از فرزندان جعفر

تعداد شهدايي كه اسامي آنان در زيارت ناحيه مقدسه و برخي منابع ديگر ذكر شده به استثناي امام حسين (ع) و شهداي بني هاشم ۸۲ تن ذكر شده كه نام ۲۹ تن دیگر هم در منابع جديدتر آمده است. ياران امام حسين (ع) از كوفه كه به شهادت رسيدند ۱۳۸ نفر بودند.

تعداد سرهايي كه از كربلا به كوفه آورده و بين قبايل تقسيم شد ۷۸ سر، و نحوه توزيع آن به اين صورت بود:

- قيس بن الاشعث رييس بني كنده ۱۳ سر

- شمر بن ذي الجوشن رييس هوزان ۱۲ سر

- قبيله بني تميم ۱۷ سر-قبيله بني اسد ۱۷ سر

- قبيله مذحج ۶ سر

- اشخاص از قبايل ديگر ۱۳ سر.

این سرها را به عنوان غنیمت می گرفتند تا با با دادن سرها به یزید پاداش بگیرند.

- عمر شریف حضرت امام حسين (ع) در زمان شهادت ۵۷ سال بود.

- 33 زخم نيزه، ۳۴ ضربه شمشير و چند زخم ديگر از حماسه عاشورا به پيكر مبارك حضرت اباعبدالله الحسين (ع) وارد شد.

- 10 نفر با اسبهاي خود بر پيكر مطهر امام حسين (ع) تاختند.


نيروهاي ارتش كوفه كه براي جنگ با امام حسين (ع) آمدند ۳۳ هزار نفر بودند كه در ابتدا ۲۲ هزار نفر ثبت شده بود.

عمر بن سعد و همراهانش ۶هزار نفر

- سنان و همراهانش ۴هزار نفر

- عروه بن قيس و همراهانش ۴هزار نفر

- شمر و همراهانش ۴هزار نفر

- شبث بن ربعي و همراهانش ۴هزار نفر.

سپس اين عده به افراد مزبور ملحق شدند: يزيد بن ركاب الكلبي و همراهانش ۲هزار نفر - الحصين بن نمير و همراهانش ۴ هزار نفر - المازني و همراهانش ۳ هزار نفر - نصر المازني و همراهانش ۲ هزار نفر.

مهمترين شهداي عاشوراي حسيني

حضرت علي اكبر (ع)، حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت قاسم بن حسن (ع)، عبدالله بن حسن (ع)، حبيب بن مظاهر، حر بن يزيد رياحي و زهير بن قين.همچنين مسلم بن عقيل و هاني بن عروه قبل از واقعه عاشورا به شهادت رسيدند.

- در روز عاشورا سر عبدالله بن عمير الكلبي، عمرو بن جناده و عابس بن ابي شبيب الشاكري در كنار سر امام حسين (ع) بود.

- امام حسين (ع) در آن روز در كنار سر مسلم بن عوسجه، حر، واضع رومي، جون، حضرت عباس (ع)، حضرت علي اكبر (ع) و حضرت قاسم (ع) نشست.

- پيكر مطهر حضرت علي اكبر (ع)، حضرت ابوالفضل (ع) و عبد الرحمن بن عمير قطعه قطعه شد.


مادران شهدا

مادران ۸ تن از شهدا، در روز عاشورا در كربلا حضور داشتند و شاهد شهادت فرزندانشان بودند كه عبارتند از:      - رباب مادر علي اصغر،

- حضرت زينب، مادرعون بن عبدالله بن جعفر،

- رمله مادر قاسم بن الحسن (ع)،

- بنت شليل الجليليه مادر عبدالله بن الحسن،

- رقيه بنت علي (ع) مادر عبدالله بن مسلم،

- عبده بنت عمرو بن جناده مادر محمد بن ابي سعيد بن عقيل،

- ام وهب مادر عبدالله بن وهب الكلبي.


شهدايي كه به سن بلوغ نرسيده بودند
در كربلا، ۵ نوجوان شهيد شدند كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بودند. اين شهيدان عبارتند از:

علي اصغر،

عبدالله بن الحسن،

محمد بن ابي سعيد بن عقيل،

قاسم بن الحسن (ع)،

عمرو بن جناده الانصاري


صحابه رسول خدا
در روز عاشورا، ۵ تن از اصحاب پيامبر اكرم (ص) به شهادت رسيدند، كه عبارتند از:

انس بن حرث الكاهلي،

حبيب بن مظاهر،

مسلم بن عوسجه،

هاني بن عروه،

عبدالله بن بقطر العميري


غلامان و برده ها
۱۵ تن از غلامان، در ركاب امام حسين (ع) شهيد شدند كه عبارتند از:
نصر و سعد از غلامان امام علي (ع)، مُنجِح غلام امام حسن (ع)، اسم و قارب از غلامان امام حسين (ع)، الحرث غلام حمزه، جون غلام ابوذر، رافع غلام مسلم ازدي، سعد غلام عمر الصيداوي،سالم غلام بني المدينه، سالم غلام العبدي، شوذب غلام شاكر،شيب غلام الحرث الجابري، واضح غلام الحرث السلماني، اين ۱۴ تن در كربلا، در ركاب امام حسين (ع) به شهادت رسيدند، اما سلمان غلام امام حسين (ع) به دستور امام، راهي بصره شده بود و در آن جا به شهادت رسيد.

اسيراني از ياران امام حسين (ع)

۲ تن از ياران امام حسين (ع)، ابتدا به اسارت در آمدند و سپس به شهادت رسيدند، كه اين دوتن عبارتند از:- سوار بن منعم ، منعم بن ثمامه الصيداوي

ياراني كه بعد از امام حسين (ع) به شهادت رسيدند
چهار تن از ياران امام حسين (ع)، پس از او به شهادت رسيدند، كه عبارتند از:
سعد بن الحرث و برادرش ابوالحتوف، وسويد بن ابي مطاع (كه زخمي شده بود) و محمد بن ابي سعيد بن عقيل

ياراني كه در حضور پدرشان به شهادت رسيدند
هفت تن از ياران امام حسين (ع) در حضور پدرشان به شهادت رسيدند، كه عبارتند از:
علي اكبر، علي اصغر، عمرو بن جناده، عبدالله بن يزيد
مجمع بن عائذ، عبدالرحمان بن مسعود

زناني كه خواهان شركت در جنگ شدند:
پنج تن از زنان، به قصد حمله يا اعتراض به خصم، از خيمه هاي امام حسين (ع) بيرون شتافتند، كه عبارتند از:
كنيز مسلم بن عوسجه، ام وهب، همسر عبدالله الكلبي، مادر عبدالله الكلبي، حضرت زينب بنت علي (س)، مادر عمرو بن جناده

 زن شهيد
در كربلا، يك زن در ركاب اباعبدالله (ع) به شهادت رسيد. اين زن ام وهب نام داشت كه همسر عبدالله بن عمير الكلبي بود.

زناني كه در واقعه كربلا حاضر بودند
در واقعه كربلا در روز عاشورا، چند زن حضور داشتند كه عبارتند از:

حضرت زينب، ام كلثوم، فاطمه، صفيه، رقيه و ام هاني كه همگي دختران اميرالمومنين (ع) بودند.

فاطمه و سكينه كه دختران حضرت امام حسين (ع) بودند.

رباب، عاتكه، مادر محسن بن الحسن، دختر مسلم بن عقيل، فضه النوبيه كنيز امام حسين (ع) و ام وهب بن عبدالله.

وسیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون

العالم

اظهارات کم‌سابقه دکتر علی مطهری در باره انتخابات ۸۸

علی مطهری نماینده تهران ضمن دفاع از حق معترضان انتخابات سال ۸۸ تصریح کرد: ما الان افرادی داریم که می‌گویند حاضر هستیم حرف بزنیم و اسناد کافی هم در اختیار داریم. از جمله حرفهای برخی فرماندهان سپاه که برنامه این بود که قطعاً آقای احمدی‌نژاد انتخاب شود و می‌گویند در هر دادگاهی ثابت می‌کنیم که تقلب شده است.

ادامه نوشته

یااباعبدالله الحسین (ع) ... خوش آمدی محرم ارباب توسفیر بهشت منی


کتابی که نام آن را امام زمان تعیین فرمودند ...

این عکس را دیدید ؟ چقدر زیبا و جذاب و روحانی است . اول این عکس و چهره ملکوتیش مرا گرفت و بعد مطلب زیر را از مطالب مفید و جالب دوست بزرگوار جناب دکتر رجائی که استاد تاریخ اسلام هستند خواندم و حض خاصی بر من مستولی گشت لذا برای مطالعه دوستان در سایت قرار دادم انشالله روح مطهر این عالم ربانی غریق رحمت الهی باد .

بعضی ها چه توفیقاتی دارند.مدتی است سوژه متعلق به این عکس ذهن مرا به خود مشغول داشته است . چندی قبل در کلاس به دانشجوها می گفتم نقش امام زمان درعصر غیبت اصلا برای جامعه شیعی ما باز نشده است و نمونه اش این آقا سید اصفهانی که امام زمان حتی نام کتابی را که وی باید در باره امام زمان بنویسد برای او تعیین می کند.

سید محمدتقی موسوی اصفهانی صاحب کتاب مکیال المکارم نقل می کند:به فكر افتادم كه كتاب جداگانه‌اي در اين باره بنگارم كه آن فوايد را در برگيرد، و به سبك جالبي آن را به رشتة تحرير درآوردم. اما حوادث زمان و رويدادهاي دوران و ناراحتي‌هاي بي‌امان، مانع از انجام اينكار مي‌شد، تا اين كه كسي را در خواب ديدم كه با قلم و سخن نتوان او را توصيف نمود؛ يعني مولا و حبيب دل شكسته‌ام و امامي كه در انتظارش هستيم او را به خواب ديدم كه با بياني روح‌انگيز چنين فرمود:

«اين كتاب را بنويس و عربي هم بنويس و نام او را مكيال‌المكارم في فوائد الدعاء للقائم(ع) بگذار»!.

همچون تشنه‌اي از خواب بيدار، و در پي اطاعت فرمانش شدم ولي توفيق ياريم نكرد، تا اين كه در سال گذشته ۱۳۳۰ ق. به مكة معظمه سفر كردم و چون در آن جا بيماري وبا شيوع يافت، با خداوند عزّوجلّ عهد بستم كه هر گاه مرا از گرفتاري‌ها نجات دهد و بازگشتم را به وطن آسان گرداند تأليف كتاب را شروع نمايم. پس خداوند بر من منت نهاد و مرا به سلامت به وطن بازگرداند، پس به تأليف كتاب اقدام نمودم تا به عهدي كه با خداوند بسته بودم، عمل كرده باشم.

بعدالتحریر : تصور می کنم مدفن این سید بزرگوار در قبرستان تاریخی تخت پولاد اصفهان باشد . روحش شاد

سید حمید روحانی تا کی باید تحمل شود ؟














انتخاب نوشت: سید حمید زیارتی(روحانی) که دیروز مسوولان ستاد نماز جمعه تهران، در حرکتی سوال برانگیز تریبون آن را به این چهره دادند، سوابق مشخص و مشهوری در هجمه و تهمت به بزرگان دارد و این که او اکنون به آیت الله هاشمی اهانت و به دیپلمات های کشورمان حمله می کند، جای شگفتی ندارد.
این آخوند نما که تخصصش در حملات غیرشرعی به بزرگان مکتب و انقلاب است، برای تهمت زدن به آیت الله روحانی، یک سند جعلی بانکی درست کرد و نام دوم او (روحانی) نیز مربوط به همان اقدام جاعلانه است.

یک نمونه از این اقدامات افراطی وی، تهمت زدن به دو چهره ممتاز جهان تشیع، یعنی شهید آیت الله سید محمدباقر صدر و امام موسی صدر است که هر دو از افتخارات شیعه اند، اما این چهره افراطی، آن دو را بدون هیچ دلیلی عامل و جیره خوار امپریالیسم و صهیونیسم می نامید و زمانی که از او دلیل خواسته می شد، می گفت طوری حرکت کرده اند که هیچ ردپایی از خود به جای نگذاشته اند !

زمانی که خبر این اتهام پراکنی های سخیف وی در سال 1349 در نجف، به امام خمینی رسید، ایشان چنان ناراحت و نگران می شود که درس دو روز بعد خود را تعطیل و به جای آن به تذکر درباره این اقدامات خلاف شرع می پردازد.

واقعا کسی که مسئولیتی گرفت از همان مسئولیتش حق دارد بناحق و غیر شرعی تاخت و تاز نماید ؟ او به تعداد زیادی از شخصیت های تراز اول کشور همانند حضرت آیت الله هاشمی اهانت و جعل تاریخ نموده لکن متاسفانه نه عزل شده و نه تحت پیگرد قانونی قرار گرفته است ! بدتر از آن صدا و سیما هم برنامه هائی در اختیار او می گذارد تا بیش از بیش لجن پراکنی نماید . بدبخت ما که باید تاریخ مان را این بنویسد ! و برایمان از تاریخ ایران بگوید !

براستی یک همچه شخصیت افراطی تا کی باید تحمل شود و آیا وقت آن نیست تا او را از مرکز اسناد انقلاب اسلامی بیرون نمایند ؟

" آن مرد که یارانه می داد در افق ناپدید شد ! "

گفته می شود : در آخرین جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام که مباحثی پیرامون هدفمندی یارانه ها در ذیل اقتصاد مقاومتی مطرح شد، انتقادات شدیدی از سوی آقایان علی طیب نیا و مجید قاسمی نسبت به عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد مطرح شد که احمدی نژاد برای اولین بار از هاشمی رفسنجانی وقت گرفت و در پاسخ به منتقدان با استناد به قوانین مصوب تأکید کرد با ما به التفاوت ارز آزاد و دولتی 400 هزار بشکه نفت که سالانه حدود 60 هزار میلیارد تومان می شود می توان تمامی مبلغ یارانه ها را تأمین و مازاد آن را در بخش های تولیدی مصرف کرد.

این در حالی است که در این عبارت کوتاه ، دو گاف و اشتباه بزرگ قرار دارد:

گاف نخست به اعتراف احمدی نژاد مبنی بر فروش ارز توسط دولت در بازار آزاد بازمی گردد، در حالی که ده ها بار این موضوع در دولت دهم توسط مسئولان دولت تکذیب شده بود و پرونده های قضایی تشکیل شده برای دلالان ارز مرتبط با دولت، همه تهمت و سندسازی توصیف شده بود . اما این بار شخص محمود احمدی نژاد نه تنها فروش ارز دولت را در بازار آزاد می پذیرد ، بلکه فاصله 500 تومانی میان ارز دولتی که حدود 2500 تومان است را با ارز آزاد که کمتر از 3000 هزار تومان است را به عنوان راه حل تامین یارانه های نقدی عنوان می کند.

گاف دوم ، مربوط به شیوه محاسبه احمدی نژاد است که مابه التفاوت نرخ ارز دولتی و آزاد فروش روزانه 400 هزار بشکه نفت را که در سال حدود 120 میلیون بشکه نفت می شود، 60 هزار میلیارد تومان عنوان می کند. در حالی که با احتساب قیمت 100 دلار برای نفت ایران، این رقم حدود 6 هزار میلیارد تومان یعنی یک صفر کمتر از رقمی که احمدی نژاد اعلام کرده است می باشد.

این موضوع به معنای آن است که جناب احمدی نژاد، وقتی پس از سه ماه سکوت می خواهد پاسخ بدهد و این پاسخ احتمالا حساب شده تر و فکرشده تر از ده ها تصمیم و سخنرانی و ... زمان ریاست جمهوری وی است، باز هم در محاسبات خود چنین اشتباه فاحشی را مرتکب شده و محل تامین یارانه ایرانیان را به یک «صفر اضافه» حواله می کند.

این در حالی است که هواداران ایشان هنوز تکرار می کنند: "آن مرد که یارانه می داد رفت"

همچنین جای تقدیر و تشکر فراوان از مجلس و رسانه های اصولگرا وجود دارد که در زمان دولت قبل، با دادن چک سفید و مجوزها و حمایتهای بی حساب و کتاب، زمینه نابود شدن ذخائر ارزی و ریالی را فراهم آوردند و اکنون با خست و حساسیت تمام، اجازه حل مسایل روزمره کشور را به دولت نمی دهند ...

دعای خاص و بی نظیر حضرت آقا برای سلامتی آیت الله هاشمی




















آیت الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به نقل قول آقای راشد یزدی از  رهبری با مضمون"از خدا خواسته ام که اگر بناست برای هاشمی اتفاقی بیفتد، سراغ من بیاید" تاکید کرد: من هم واقعاً درمورد ایشان این گونه هستم.همین الان اگر زمانی ایشان زیر این آسمان نباشند، من خیلی تنها هستم. یعنی انس، همکاری و رفاقت ما این قدر بالا است.برای خدا با هم رفیق بودیم و هستیم. دوستی ما مصداق «اخوت فی الله» است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی ؛ گزیده مصاحبه سال 82 کیهان با ایشان بدین شرح است:

* آقای هاشمی ! در پایان دوره ریاست جمهوری شما و در روز رای گیری یک جمله بسیاری تاریخی از آیت الله خامنه ای در تلویزیون پخش شد که سؤالات زیادی را در ذهن مردم برانگیخت. برای ما که یک مقدار سیاسی تر هستیم و نحوه ارتباط شما با مقام معظم رهبری را کم و بیش می دانیم و مطلع هستیم که نزدیک چهل سال و بلکه بیشتر اخوت پایداری بین شما بوده، خیلی سؤال نبود. ولی برای مردم سؤال بود.این که ایشان تأکید کردند: «برای من فرقی نمی کند چه کسی رئیس جمهور بشود. البته هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی شود، ولی امیدوارم برای مردم بشود.»هردو جمله حضرت آقا اهمیت دارد. برداشت شما از این تعبیر – هم قسمت اول که «هیچ کس برای من هاشمی نمی شود هم قسمت دوم که «برای مردم امیدوارم بشود» - چیست؟

- جمله دوم روشن است.از این جهت که هر دولتی که می آید، باید رهبری امیدوار باشند که او برای مردم بیشتر خدمت کند.اگر ایشان بگویند که مثل گذشته نمی شود، معنایش این است که آینده ما بد است. این امید را همه باید داشته باشیم که هر دولتی می آید، بهتر از دولت قبل عمل کند و مردم از او راضی باشند.درمورد جمله اول هم خیلی ها از روابط ما، کم می دانند. ما از جوانی با هم بودیم. من پنج سال از ایشان بزرگتر هستم. اولین بار در درس آیت الله داماد، همدیگر را دیدیم.بعد هم با سفری به کربلا رفتیم. خیلی صمیمی شدیم. از آن موقع به بعد غیر از دوستی، حبت، همکاری و اعتماد نسبت به هم چیزی نداشتیم.من قبلا قوی تر از این حرف را در نمازجمعه گفتم. شائبه ای بود که میان من و آیت الله خامنه ای اختلاف است. در زمان ریاست جمهوری ایشان، من در نماز جمعه گفتم که حاضرم کاغذ سفید را امضا کنم و ایشان هرچه می خواهند، بنویسند و از پیش تعهد می کنم که حرف ایشان را قبول دارم. این را تعارف نمی کردم. در همه مراحل کسی را بهتر از ایشان نمی دیدم.ایشان اوایل انقلاب در مشهد بودند و نمی خواستند به تهران بیایند. من اصرار کردم که ایشان به تهران بیایند و در شورای انقلاب باشند. بعد با توجه به آثار جسمی حادثه ترورشان نمی خواستند رئیس جمهور شوند، من اصرار کردم که رئیس جمهور شوند. می دانستم که بهتر از ایشان نداریم .

در مسئله رهبری، ایشان اصلا آمادگی پذیرش آن مسئولیت را بعد از امام نداشتند. اصرار من و دوستان دیگر ایشان را قانع کرد. همیشه همین طور بود. همین الان اگر زمانی ایشان زیر این آسمان نباشند، من خیلی تنها هستم. یعنی انس، همکاری و رفاقت ما این قدر بالا است. طبعا ایشان هم مثل من عاطفی دارند.

* در جایی گفته بودید که ایشان فرموده اند اگر قرار است اتفاقی برای آقای هاشمی بیفتد، برای من بیفتد.

- این را آقای راشد یزدی گفتند.برای مراسم شهدا به یزد رفته بودیم و آقای راشد مسئول بنیاد شهید آنجا بود.ایشان در خوش آمدش گفت که من با گوش خودم از آیت الله خامنه ای شنیدم که گفتند: از خدا خواستم که اگر بنا است برای فلانی (هاشمی) اتفاقی بیفتد، سراغ من بیاید.این حرف را از ایشان نقل کردم. من هم واقعاً درمورد ایشان این گونه هستم. با شهیدباهنر و آیت الله خامنه ای اینگونه بودم. البته با ایشان یک مقدار بیشتر.چون در مبارزه به ایشان نزدیکتر بودم. هردو، به خاطر پرونده ای در قم فراری بودیم و به تهران آمدیم و خانه ای را در خیابان ایران اجاره کردیم و با زن و بچه هایمان، ایشان در طبقه بالا و من در طبقه پایین بودیم.به هر حال روابط ما روابطی صمیمی و براساس اعتماد و آن هم برای خداست و هیچ وقت مسأله دنیایی بین ما مطرح نبوده و هنوز هم نیست. ما برای خدا با هم رفیق بودیم و هستیم . دوستی ما مصداق «اخوت فی الله» است.در دولتم هم معمولاً کاری بدون موافقت ایشان نمی کردم. بنابراین طبیعی بود ایشان چنین اظهاری بکنند. من این حرف را حرف دل ایشان می دانم و در آن هیچ مبالغه ای نمی بینم و من هم نسبت به ایشان این حالت را دارم.
منبع : کتاب بی پرده با هاشمی / انتشارات کیهان / 1382

آیا فداکاری دهقان فداکار دیگر قدیمی شده است ؟

گلایه دهقان فداکار از حذف داستانش در کتب درسی
 

ریزعلی خواجوی همان دهقان فداکار است که تا چند سال قبل به عنوان نماد فداکاری برای دانش آموزان دهه های ۵۰ و ۶۰ هجری خورشیدی بشمار می رفت و هیچگاه از یاد و خاطره این نسل زدوده نخواهد شد .

ظاهرا این درس شیرین و سمبل فداکاری بنا بدلایل نامعلومی از کتابهای درسی حذف شده است ! ریزعلی خواجوی با همان لحجه شیرین آذری خود گفته است :

من نمی دانم چرا درس دهقان فداکار از کتاب های درسی حذف شده است ؟ به جای آنکه حمایت کنند نام و آن ماجرا را از کتب درسی برداشته اند. وی ادامه داد:

پتروس (اشاره به داستان پتروس فداکار) انگشت خود را در یک سد نگه داشته و کم مانده همه آن را طلا کوب کنند، اما من و همسرم امروز در جایی زندگی می کنیم که روز و شب باید چراغ خانه روشن باشد تا فضا تاریک نماند، حیاطی هم نداریم تا کمی هوای تازه تنفس کنیم.

دهقان فداکار گفت : روستایی که در آن زندگی می کردیم حتی راهی مناسب برای تردد خودرو نداشت و مجبور شدیم تا به کرج آمده و آنجا ساکن شویم.

اگر خاطرتان باشد چندسال پیش دهقان فداکار دچار بیماری چشم شد و مدتها بدلیل فقر نتوانست عمل جراحی بر روی چشمانش انجام بدهد تا با همکاری خیرین و آموزش و پرورش هزینه تامین و عمل جراحی چشم انجام داد !

امیدواریم که وزارت آموزش و پرورش پاسخ مناسبی برای افکار عمومی و اسطوره ها و خانواده های آنان در کشور عزیزمان داشته باشد .

دوتن از دوستان به پوشیدن لباس روحانیت مفتخر شدند

سلام . روز عید بزرگ غدیر عید ولایت و تاجگذاری مولای متقیان دوتن از برادران خوب و معنوی مسجدحضرت ابالفضل(ع) منطقه کیان اهواز که از ابتدا هم انسانهائی روحانی اخلاق و رفتار بودند مفتخر به پوشیدن لباس مقدس روحانیت که همانا لباس مقدس رسول خدا (ص) است شدند .

جناب حجه الاسلام شیخ علی نیسی و جناب حجه الاسلام شیخ زاهد نیسی که همواره در مسجد از اخلاق معنوی خوبی برخوردار بودند اینک در کسوت لباس رسول اللهی گشته اند تا بیش از بیش بتوانند برای اسلام عزیز و شیعه مظلوم خدمتگزاری نمایند .

علاوه بر این حجه الاسلام شیخ علی نیسی از مداحان مخلص اهل بیت عصمت و طهارت (ع) نیز می باشد که انشالله بعد از این در دوجبهه تبلیغ دین و مداحی آل الله حضوری فعال خواهند داشت . انشالله

در سال گذشته نیز برادر بسیار عزیز جناب حجه الاسلام شیخ حسن باقری محوریت بسیار خوبی در مسجد ایجاد نمودند که مایه دلگرمی همه ماست و امیدواریم که این ظرفیت روبه فزونی گذارد و همه ساله شاهد ملبس شدن جوانان پاک و متدین مسجدمان باشیم که حضور آنان در بین جوانان باعث جذب و سازماندهی بالائی خواهد شد و انشالله یکبار دیگر همانند ایام پرافتخار جنگ تحمیلی شاهد اوجگیری مسجد و پایگاه مان به صدر مساجد استان و اهواز باشیم .

باتوجه به اینکه مسجدما همواره از ثابت بودن یک روحانی در مسجد محروم بوده است و همیشه دغدغه همه ما برای مسجد نداشتن یک روحانی بومی برای مسجد بود انشالله این خیر را بفال نیک میگیریم و دیگر با این مشکل برای همیشه خداحافظی میکنیم و یقین دارم که شرایط پایگاه و مسجد و جذب جوانان منطقه بسیار عالی خواهدشد و انشالله منبعد هیچ ریزشی بواسطه تغییر روحانیون و پایگاه نخواهیم داشت .

برای این دو جوان عزیز که مایه افتخار مسجدمان هستند صمیمانه از خداوند بزرگ توفیق و سلامتی در این کسوت مهم مسئلت می نمائیم .

ادامه نوشته

همه چیز درباره اهالی جماران (بررسي تحقيقي خاندان امام خميني(ره)


گزارش جالبی از تمام خانواده معظم حضرت امام (ره) از نشریه مثلث دیدم که خودم لذت بردم و برای مطالعه دوستداران بیت باعظمت خمینی کبیر تقدیم می کنم . در این گزارش همه خاندان متولد شده از ازدواج حضرت امام و مرحومه خديجه ثقفي بانوی مکرمه امام عزیز را تا سه نسل بررسي كرده و گزارشي از وضعيت فعلي، ازدواج‌ها و مواضع سياسي آنها منتشر كرده است.

 این روزها با اظهارنظرهای جنجالی که برخی از نزدیکان و اعضای بیت حضرت امام‌(ره) داشتند، این خانواده بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته. دیگر کمتر صدایی از فرزندان حضرت امام شنیده می‌شود و به جای آن این نسل دوم یا نوادگان او هستند که در رسانه‌ها حضور دارند. نسل دوم و سومی ‌که در فضای کشور به خاطر انتصاب به حضرت امام مورد توجه مردم قرار می‌گیرند. حالا بیشتر از گذشته مردم دوست دارند راجع به این خانواده اطلاعات کسب کنند. چه کسی این خانواده و بیت‌امام را اداره می‌کند و اساسا بیوگرافی فرزندان و نسل امام چیست؟

از آقامصطفی تا حاج‌احمدآقا
حاصل ازدواج روح‌الله خمینی و خدیجه ثقفی که در سال ۱۳۰۸ در حرم عبدالعظیم منعقد شد، هشت فرزند بود؛ سه پسر و پنج دختر. سه فرزند این خانواده (لطیفه، سعیده و سیدعلی) در دوران کودکی از دنیا رفتند و پنج فرزند از نسل امام(ره) باقی ماندند.

اولین فرزند این خانواده حاج‌آقا مصطفی خمینی و کوچکترینشان حاج احمدآقا بود. در میان این دو فرزند پسری، از حضرت امام سه دختر در قید حیات هستند. همسر مکرم حضرت امام اول فروردین‌ماه ۱۳۸۸ از دنیا رفت و در کنار همسرش در بهشت‌زهرای تهران دفن شد. دو فرزند پسر حضرت امام نیز که از آنها فرزندانی به جا مانده هر دو فوت کردند.  زهرا، فریده و صدیقه نیز سه دختر امام بودند. هر دو فرزند پسر امام ملبس به لباس روحانیت بودند.

مصطفی خمینی
اولین فرزند امام حاج‌آقا مصطفی خمینی بود که مدت کمی مانده به انقلاب به شهادت رسید. آقامصطفی فروردین سال ۱۳۳۳ با دختر حاج‌آقا مرتضی حائری در قم ازدواج کرد. همسر امام درباره این ازدواج توضیح می‌دهد؛ یک وقت شایع شد که با آقا مرتضی حائری وصلت کرده‌ایم‌، به‌طوری که مصطفی می‌گوید: «وقتی آقای حائری از صحن حرم بیرون می‌آید، رفقا می‌گویند که پدر زنت آمد. این شایعه به گوش آقا رسیده بود و یک شب آقا از من پرسید که دختر آقای حائری را دیده‌ای‌؟ من هم کمی توضیح دادم‌.» آقا گفت‌: «چطور است این دروغ را راست کنیم‌؟» گفتم که هرطوری صلاح می‌دانید.» فردا صبح هم آقا پیغام فرستاده بود و ظهر، آنها جواب داده بودند و باز آقا پیغام داده بود که همان شب بروند برای صحبت‌؛ بعد به ما خبر دادند که مردها رفته‌اند و ما زن‌ها هم بعدا رفتیم و قرار عقد گذاشته شد.»

فرزند امام در آن زمان ٢٤ سال داشت و همسرش معصومه حائری برخلاف دیگر عروس امام، هیچ‌گاه علاقه‌ای به حضور در عرصه سیاسی نداشته. او عروس بزرگ حضرت امام (ره) بود. این زوج چهار فرزند داشتند که از میان آنها تنها «حسین» و «مریم» باقی ماندند. اولین فرزند وصلت معصومه حائری و مصطفی خمینی دختری به نام محبوبه بود که به جهت ابتلا به مننژیت درگذشت. مریم خمینی دومین دختر حاج مصطفی خمینی است. تحصیلات دکترا دارد و مدتی در دبی و اکنون در سوئیس به شغل پزشکی مشغول است.

تنها پسر مصطفی خمینی، حسین نام دارد. او از ابتدای انقلاب به فعالیت‌های سیاسی پرداخت؛ فعالیت‌هایی که با خط انقلابیون پیرو خط‌امام زاویه داشت و اینگونه شد که امام خمینی به او نامه نوشت و به او گوشزد کرد که جوانى براى همه خطرهایى دارد که پس از گذشت ایام انسان متوجه مى‏‌شود. امام خمینی(ره) همچنین در این نامه نوشتند: «من میل دارم کسانى که به من مربوط هستند در این کوران‌ سیاسى وارد نشوند. من امید دارم که شما مجاهدت در تحصیل علوم اسلامى، با تعهد به اخلاق اسلامى و مهار کردن نفس‌اماره بالسوء، براى آتیه مورد استفاده واقع شوى. من علاوه بر نصیحت پدرى پیر به شما امر شرعى مى‌‌کنم که در این بازی‌هاى سیاسى وارد نشوى و واجب شرعى است که از این برخوردها احتراز کنى. من به شما امر مى‏کنم که به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش به تحصیل علوم اسلامى - انسانى بپرداز. از خداوند تعالى توفیق شما و همه محصلین را خواستارم.»

حسین خمینی، پسر ۴۶ ساله آیت‌الله مصطفی خمینی، بعد از فوت امام(ره) هم وارد سیاست شد و حتی در سال ۱۳۸۳ به ایالات‌متحده آمریکا و عراق سفر کرد و دیدارهایی هم در آن کشور داشت، اما از سال ۱۳۸۴ به کشور برگشته است و اکنون در قم زندگی می‌کند.

مصطفی خمینی فرزند دیگری هم داشت که یورش ناگهانی ماموران ساواک در روز ۱۳ دی ۱۳۴۳ به منزل امام برای دستگیری حاج آقا مصطفی سبب ‌ترس و وحشت همسر او شد که با سقط جنین و از بین رفتن فرزند چهارم ایشان همراه بود. گفته می‌شود که با وجود اختلاف‌‌نظرهای سیاسی، امام به واسطه اینکه حسین خمینی یادگار فرزند ارشدش بود هرگاه نامی‌ از وی برده می‌شود متاثر می‌شدند. حسین خمینی سه فرزند با نام‌های مهدی، محمد و علی دارد که حاصل ازدواجش با دکتر معصومه خائفی است.

متولیان خاندان امام
بعد از فوت آقامصطفی، حاج‌احمدآقا متولی اداره خاندان امام می‌شود. حاج احمداقا تا شش سال پس از فوت حضرت امام زندگی کرد و در روزهای پایانی سال ۷۳ از دنیا رفت. حاج‌احمدآقا بعد از ارتحال امام لقب «یادگار امام» به خود گرفت. او در سال ۱۳۲۴ در قم متولد شد. حاج‌احمدآقا بعد از فوت آقامصطفی نقشی برجسته‌تر در همراهی امام داشت.

یادگار امام در آستانه انقلاب و یک دهه پس از آن نزدیک‌ترین فرد به بنیانگذار انقلاب اسلامی بود. به باور بسیاری مناسبات رهبرکبیر انقلاب با دیگر شخصیت‌ها و نیروهای سیاسی جز از طریق او میسر نبود. اواخر حیات حضرت امام بسیاری بر این عقیده بودند که سیداحمدآقا در فضای سیاسی ایران نقش پررنگی را بازی خواهد کرد. اما توصیه امام به عدم حضور فرزندانش در عرصه سیاسی و عدم تمایل وی باعث شد که او در شش سالی که پس از امام زندگی کرد کمتر دیده شود.

از مهمترین نقش‌های سیداحمدآقا ماجرای انتشار نامه‌ای از وی خطاب به آیت‌الله منتظری بود. رنجنامه‌ای که سیداحمد خمینی به آیت‌الله منتظری که آن روزها از سمت قائم‌مقامی‌رهبری خلع شده بود، بازتاب زیادی داشت و فصل مهمی‌ از تاریخ معاصر ایران است. بعدها او «گنجینه اسرار امام» نام گرفت. مرحوم حاج‌احمدآقا با فاطمه دختر آیت‌الله طباطبایی سلطانی ازدواج کرده بود. فاطمه طباطبایی با همسر محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری سابق ایران، نسبت دختر‌خالگی دارد. حاصل این پیوند سه پسر به نام‌های حسن، یاسر و علی بوده است. جد مادری او آیت‌الله صدرالدین صدر (از علمای ثلاث) بود. فاطمه طباطبایی پس از انقلاب کارشناسی فلسفه غرب از دانشگاه تهران و کار‌شناسی ارشد و دکترای عرفان اسلامی را از دانشگاه آزاد اسلامی اخذ کرد.

صادق طباطبایی برادر وی از جمله کسانی بود که در پاریس نقش فعالی در کنار حضرت امام داشت، اما این روزها کنج عزلت به خود گرفته. عروس امام دو سال پیش کتاب «اقلیم خاطرات» را نوشت که مشتمل بر خاطراتش از امام و همسرش در سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷ است. او نزد امام محبوبیت خاصی داشت. او بسیاری از آثار امام را جمع‌آوری کرده. بعضی از اشعار (به‌خصوص رباعی‌های مشهور) حضرت امام به درخواست وی سروده شده است. از حضرت امام(ره) تعدادی نامه‌ نیز خطاب به وی در صحیفه نور وجود دارد.

فاطمه طباطبایی بعد از آنکه سیدحسن خمینی در مراسم سالگرد حضرت امام در مرقد وی نتوانست سخنرانی کند، نامه‌ای سرگشاده به وی نوشت. او خطاب به فرزندش نوشت: «در لحظه‌ای که در جایگاه قرار گرفتی، بی‌اختیار همه برخاستیم و ایستاده ‌تو را نگریستیم. گروه اندکی نیز برخاستند و هیاهویی به‌پا کردند، می‌دانستم که این‌گونه بادها ‌تو را نخواهد لرزاند؛ زیرا که من مادرم و دل مهربانت را به‌خوبی می‌شناسم.»


ادامه نوشته

18 سوالی که قبل از مرگ‌مان باید از احمدی‌نژاد بپرسیم

دوست گرامیم جناب آقای مرعشی در قانون نوشت:

کامران دانشجو، وزیر علوم محبوب و مورد علاقه دانشجویان، در دولت محمود احمدی نژاد، گفته به خاطر رفاقتی که با آقای احمدی نژاد دارد، قصد کرده که 20 سوال را با ایشان مطرح کند.

درست است که آقای احمدی نژاد، با ما رفاقتی ندارد، ولی ما که عاشق ایشان هستیم. اگرچه از قدیم گفته‌اند «عشق یه سره مایه دردسره»، ولی با این حال به خودمان حق می‌دهیم که ما هم 18 سوال از آن شخصیت بزرگوار بپرسیم:

1. آقای احمدی نژاد! ایده‌های موفق اقتصادی هشت سال اخیر، همه اش کار خودتان بود یا با آقای پژویان هم مشورت می‌کردید؟

2. آقای رئیس‌جمهور سابق! آن دفعه که تشریف بردید نیویورک، نفر 138ام از هیات 160 نفره که با شما تشریف بردند، خواهرزاده حاج اصغر، همسایه سرکوچه‌ای شما نبود؟ ماشاا... چقدر بزرگ شده. دانشگاه می‌رود یا ازدواج کرده؟

3. آقای دکتر! روز آخر از جیبتان یک لیستی از مفسدان اقتصادی درآوردید و به من دادید. نفر سوم را بدخط نوشته بودید، نتوانستم بخوانم. کی بود؟

4. آقای احمدی نژاد! سر ابرقدرت‌ها را که به طاق کوبیدید، چه صدایی داد؟

الف) ترق ب) پورت ج) زارت د) گورپ

5. آقای دکتر! شما فرموده بودید گنده تر از اوباما هم نمی‌تواند غلطی بکند؛ سه مورد گنده تر از اوباماها را نام ببرید. با رسم شکل.

6. شما که این قدر «هلو» دوست داشتید چرا این گونه آن را حیف و میل کردید؟

7. آقای احمدی نژاد! گفته بودید نمایندگان مجلس کاری نمی‌کنند، همینطوری نشسته اند یک دکمه را فشار می‌دهند. آن دکمه چیست؟ نام برده و توضیح دهید.

8. جناب دکتر! انگلیس جزیره کوچکی در کجاست؟

الف) غرب آفریقا ب) شمال آفریقا ج) بین کره شمالی و کره جنوبی د) بعد از چهارراه، انتهای خیابان

9. آقای احمدی نژاد! مشکل ما الان موی بچه‌های ماست؟ نه واقعا مشکل ما الان اینه؟

10. آقای دکتر یکی از دوستان اینجانب 16 میلیارد سرمایه اولیه دارد و می‌خواهد با آن دانشگاه تاسیس کند، این رقم کافی است یا جلوی بچه بگذارد، بچه قهر می‌کند؟

11. با چه نرم افزاری و از کجا این آمارها را استخراج می‌کردید؟

12. برای انتخابات بعدی هم «رایحه خوش خدمت» را پر خواهید آکند؟ یا خواهید پراکند؟

13. آقای احمدی نژاد! شما که همیشه با مردم اینجوری بودید (اسمایلی کف دست)، بیایید بینی و بین ا... بفرمایید علی دایی را شما عزل کردید یا فدراسیون؟

14. آقای دکتر چه کار می‌کردید که تا وارد ورزشگاه می‌شدید، اگر 10 بر صفر هم جلو بودیم در عرض 10 دقیقه، تیم استاد می‌شد؟

15. چرا بعضی وقت‌ها وسط مصاحبه، طوری از جایتان نیم‌خیز می‌شدید که آدم فکر می‌کرد الان می‌گذارید زیر گوش مجری؟

16. آقا واقعا دولت روحانی چطور توانست خزانه پر شما را در عرض دوماه جارو کند، که الان چیزی در خزانه نداریم؟

17. اعضای خانه سینما خدمت آقای شمقدری التماس دعا داشتند، سلام دوستان را به ایشان ابلاغ فرمودید؟

18. حرف‌هایی که راجع به رئیس دفترتان می‌زدید، واقعی بود یا «شوخی-بازی» در می‌آوردید، بخندیم؟

باز هم معجزه شهدای گمنام

شهید والامقام مجید ابوطالبی از پاسداران دلیر سپاه اسلام می باشد که در آبان سال ۶۱ در عملیات مسلم بن عقیل و در جبهه ی سومار(غرب ایلام) به فیض شهادت نائل آمده بود.

گفته شده که با انجام آزمایشات DNA و تطابق آن با اطلاعات ژنتیکی بقایای اجساد این شهید والامقام، امروز این شناسایی انجام گرفته است.

مادر شهید ابوطالبی در گفتگویی در کهف الشهدای ولنجک گفت: در حین انجام آزمایشات، مکرر فرزندم در رویا به خوابم می آمد و هر بار وی را در یک اتاق سنگی مشاهده می کردم. این مادر شهید افزود: زمانی که ساعتی پیش برای دیدن بارگاه فرزندم به اینجا آمدم همه صحنه های قبلی برایم تداعی شد و از خدا ممنونم که به چشم انتظاریم پایان داد. شایان ذکر است غار کهف الشهدای تهران مدفن ۵ شهید گمنام می باشد که روزانه پذیرای عاشقانی است که برای زیارت به این منطقه کوهستانی رهسپار می شوند.

نامه تکذیبیه خادم حضرت امام به حضرت آیت الله هاشمی .!

آقایانی که این خبر را در فارس به دروغ درج کردند واقعا برایتان تاسف میخورم که هیچ تقوائی ندارید . عیسی جعفری معروف به حاج عیسی در نامه‌ای خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت:

«بسمه تعالی

حضور سرور گرامی جناب حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی(دامت توفیقاته)

اینجانب حاج عیسی جعفری به استحضار می‌رساند که راجع به حضرتعالی در خصوص آمدن شما به جماران، در زمان حضرت امام گفته‌ام که ایشان شما را نزدیک خود در جماران آورد، جهت مشاوره در خصوص کارهای مملکتی و هرگونه صحبتی غیر از این راجع به شما از قول من گفته‌اند تکذیب می‌کنم و من همچون سابق ارادتمند شما هستم.»

بهمنی چون می خواست بماند این خیانت را به کشور و مردم انجام داد !

یادتان هست با سیاست های قجری مالی احمدی نژادی سازمان برنامه و بودجه و شورای پول و اعتبار منحل و چند رئیس کل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد عزل شدند و با بدترین برخوردها رفتند ؟ این شامل دانش جعفری و شیبانی و مظاهری و ... هم شد .


همانطور که مسلم است بانک مرکزی مطابق با قانون باید بخشی از ذخائر خود را بصورت طلا، جواهر و اشیا قیمتی نگهداری کرده تا پشتوانه پول ملی تامین گردد وبخشی را نیز در قالب سپرده  در بانکهای خارج از کشور ذخیره نماید . ذخائر بانک مرکزی به دولت تعلق نداشته و دولت نیز حق برداشت از آن را ندارد چرا که برداشت از این ذخائر می تواند به قیمت بی اعتبار شدن پول ملی و فروپاشی اقتصادی ملی منجر گردد.

در دولت احمدی نژاد، رییس دولت وقت مانند خالی کردن همه سرمایه های دیگر کشور به ذخائر بانک مرکزی نیز چشم دوخته بود و چند بار به روسای بانک مرکزی شیبانی و مظاهری دستور داده شده بود که از این ذخائر بعنوان منابع مالی دولت استفاده شود اما با مقاومت بانک مرکزی مواجه شده بود.

با انتصاب محمود بهمنی به سمت رییس کل بانک مرکزی این دستور مجددا داده شد تا از محل ذخائر بانک مرکزی در خارج از کشور که معمولا در شعبات بانکهای ایرانی خارج از کشور نگهداری می شود واردات تامین شود.

بهمنی برخلاف روسای پیش در برابر این دستور مقاومت نکرده و از محل ذخائر بانک مرکزی اعتبار ال سی واردات تامین شده و عملا ذخائر استراتژیک بانک مرکزی به تاراج رفت.

اکنون بهمنی که برای این اقدام خود باید مورد بازخواست قرار می گیرد دائما دولت و رییس جمهور را متهم می کند که چرا از ذخائر 100میلیارد دلاری بانک مرکزی برای تامین کسری بودجه ناشی از تاراج هزار میلیارد دلار منابع مالی در دولت احمدی نژاد استفاده نمی کنید؟!

این درشرایطی است که دست زدن به ذخائر بانک مرکزی و مصرف آن می تواند سونامی ورشکستگی سیستم بانکی را بهمراه داشته باشد . بهمنی چون می خواست بماند این خیانت را به کشور و مردم انجام داد !

این نوه گرامی حضرت امام(ره) ...

در فیس بوک با او آشنا شدم . صفحه فیس بوکش متبرک به تصویر عاطفی زیبائی در کنار مراد و مرشدمان خمینی کبیر بود و مرا سخت گرفت . تمثال امام عزیز امت همواره برای عاشقان و عارفان و دلسوختگان حس خاصی ایجاد میکرد . حتی در هنگام سخت جنگ و نبرد بهترین دوپینگ برای بسیجی های مخلص و عاشق شهادت نگاه کردن به عکس امام بود .

در فیس بوک هم خاصیتش را از دست نداده است و همین باعث ارتباط با خانم نعیمه اشراقی این بانوی مجلله و این مدیر بزرگ عرصه سازندگی و صنعتی کشور شد . از نظرات و سخنانش بهره مند می شدیم و گروه کثیری از زنان و مردان و دختران و پسران حس خوبی داشتند که در صفحه ممنوعه فیس بوک در کنار فردی از اعضای بیت معظم امام عزیز هستند .

گاها هجمه هائی به ایشان می سد و عده ای مغرض بناحق حملاتی را به ایشان به بهانه های مختلف سازماندهی میکردند که بادرایت و هوشیاری ایشان و دوستانی چون حقیر پاسخ داده میشد و می گذشت .

همواره صفحه ایشان مورد اقبال بود و کامنت های فراوان و متفاوتی داشت . اما در جریان خاطره موهنی از امام عزیز که رضوان الهی بر او باد از طرف خانم اشراقی مطرح شد احساس کردم خیلی مشکوک است و در ذیل آن نوشتم قطعا این از مطالب ایشان نیست و بحمدلله پس از آن همانند همیشه ایشان بادرایت تمام هم مطلب را تکذیب کردند و هم صفحه دستکاری شده را کلا بستند !

عجیب است که موج حملات سازمان یافته ای برعلیه ایشان و بیت حضرت امام براه انداختند و حضرت آیت الله سیدحسن خمینی را هم ناچار به گرفتن موضع کردند اما بدترین و شدیدترین حملات را حتی پس از موضع ایشان تداوم دادند !

براستی برای حقیر هم جای سئوال ماند که چه شده است که اینگونه تیشه به ریشه اعتقادات ملتی می خواهند بزنند که با تمام وجود خمینی کبیر را عاشقانه دوست دارند و با هیچ حرف و ترفندی از آن باز نمیگردند .

اگر چه نامه فرزند شهید باکرامت مان شهید محمد ابراهیم همت دلها را لرزاند ولی خوشبختانه امروز باز و برای چندمین بار خانم نعیمه اشراقی نامه ای خطاب به ملت بزرگ و خانواده شهدای عزیز انقلاب و جنگ مرقوم فرمودند و باز هم تاکید کردند که این موضع ایشان نبوده و نیست و دسیسه دشمنان امام و راه جاودانه اوست . بخشی از آن که با شعر زیبائی پایان می پذیرد خواندنی است :

((هرچند برای آنهایی که در این آشفته بازار هجمه نمودند و آب در آسیاب دشمنان قسم خورده امام ریختند حرفهای زیادی دارم اما به احترام قطره قطره خون شهیدان در این مقطع زمانی سکوت می‌کنم.

در انتها از مردم صبور و نجیب ایران به ویژه خانواده‌های زجر کشیده شهیدان عاجزانه خواهشمندم فریب این دسیسه بزرگ را نخورند و مرا بابت ایجاد فضایی که منجر به سوء استفاده معزضان و از خدا بی‌خبران شد، ببخشند. از خداوند بزرگ عزت و سربلندی کشور عزیزمان ایران را طلب می‌کنم.
به تو دل بستم و غیر تو کسی نیست مرا    جز تو ای جان جهان، دادرسی نیست مرا
عاشق روی توام، ای گل بی‌مثل و مثال          به خدا غیر تو هرگز هوسی نیست مرا
با تو هستم، ز تو هرگز نشدم دور، ولی        چه توان کرد که بانگ جرسی نیست مرا ))

در آخر ضمن تعظیم به ساحت مبارک بیت معظم امام عزیز جسارتا از ایشان استدعا دارد که بیشتر مراقب باشند تا خدای ناکرده باعث سوء استفاده دشمنان امام و انقلاب نگردد ... والعاقبه للمتقین

به بهانه بازگشت حجاج بیت الله الحرام


هنوز به دیدار خدا می روند ...


خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!

خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !

خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ...

خدا در دستان کسی است که نابینایی رااز خیابان رد می کتد ...

خدا در اتومبیل پسری است که

مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ...

خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!

خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!

خدا کنار کودکی است که می خواهد از فروشگاه شکلات بدزدد!!

خدا کنارساعت کوک شده ی توست،

 که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!!

از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند

 و یک عکس با روبان مشکی...

از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟!

خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی ؟

خدا همین جاست ، نه فقط در عربستان!

سوغات بقیع

در جهان هم شان و هم تایی کجا دارد بقیع
چون که یک جا چهار محبوب خدا دارد بقیع