هوالعشق

باز هم آمد و رفت

باشکوه محرمی آمد

و با غربت عاشورائی اش رفت !

همان کاروانی که از مکه حج خود را ناتمام گذاشت

و همانند هر سال

شبهای زیبای اول و دوم و رسیدن کاروان به دشت نینوا

و شب مسلم و شب قاسم و شب علی اکبر

و شب استثنائی تاسوعا

همان شب عشق همه ساله ام

شب خدای عشق و ادب و غیرت و مردانگی

مولای خوبان عالم ، حضرت ماه ، قمربنی هاشم ، ابالفضل العباس(ع)

شبی که فقط دوست دارم از سرشب تا به سحر

فقط و فقط با سنگین ترین بغض ها بگریم

بطرف آسمان فریاد بزنم : خداااااااااااااا

نگذار شب عشق و محبوبترین شب زندگیم تمام بشود !

اما ... همانند همه چیز دنیای ملعون گذشت !

و شب عاشورای ارباب بی کفن و حزن بی پایانش

شب اسارت و به آتش کشیده شدن خیمه های بی پناه مولا

و ...

باز هم من ، وامانده و درمانده ام

نمیتوانم یکسال دیگر صبر کنم ! لبریزم از بی پناهی و تنهائی

و ... هیچ محرمی جز حسین و عباس (ع) نیست و نخواهد بود

محرم بمان ، حداقل در دلم

و بدان سخت محتاج توام سخت ...

صلی الله علیک یااباعبدالله الحسین (ع)

و صلی الله علیک یا ابالفضل العباس(ع) ... التماس دعا